تکنیک 6 کلاه فکری
تكنيك شش كلاه فكري كه مبدع آن دكتر ادوارد دو بونو است ؛ يكي از تكنيكهاي مفيد معروف و معتبري است كه كاربرد و آثار بسيار متنوعي در اجتماع ؛ سازمان ؛ خانواده و فرد دارد . در بسياري از سازمانها و خانواده ها ، اين تكنيك و قواعد بازي آن بصورت زبان مشترك در آمده كه بسيار اثر بخش است .
بطور كلي اين تكنيك شش جنبه يا سبك فكري را تعريف كرده و براي هر كدام كلاه رنگي خاصي را به عنوان سمبل تعيين مي نمايد تا بوسيله آن بتوان بطور روشن و سريع از سبك فكر ( گرايش ، حالت ، احساس ، فكر ، موضوع ، نگرش ) خود آگاه شد ، آن را تغيير داد يا آن را به ديگران اعلام كرد . همچنين مي توان بدينوسيله از سبك فكري ديگران آگاه شد و از آنها خواست كه آن را عوض كنند . البته با كمي دقت در اصطلاح ( كلاه خودت را قاضي كن ) متوجه مي شويم كه به نوعي چنين روشي در فرهنگ ايراني ـ اسلامي وجود داشته است . اما قبل از توضيح بيشتر راجع به اهداف ، آثار و روش اجرائي اين تكنيك لازم است تعريف مختصري در خصوص هر رنگ و سبك فكري مربوط به آن ارايه گردد تا مفهوم مباحث بعدي گوياتر شود . در اين تكنيك به منظور تسهيل و تسريع يادآوري ، رنگ كلاه ، متناسب با سبك فكري مربوط انتخاب شده است .
کلاه سفید: چون رنگ سفید، خنثی و منفعل است، کلاه سفید باموضوعات و شکلهای انفعالی سروکار دارد. لذا بدون هیچگونه قضاوتی فقط واقعیتها مورد جستجو قرار میگیرد.
این کلاه برای ارائه یا درخواست واقعیتها و ارقام به شیوهای کاملاً خنثی (بیطرف)، عینی و بدون قضاوت یا نتیجهگیری به کار میرود. بنابراین اگر خواهان واقعیتها و ارقام محض هستید، از طرف مقابل بخواهید با کلاه سفید جوابتان را بدهد و یابر عکس زمانی که میخواهید
طرف مقابلتان متوجه شود که شما فقط قصد دارید
واقعیتها را بدون نظر شخصی و قضاوت ارائه کنید
به او بگویید من الان با کلاه سفید صحبت میکنم.
مثال اگر از کسی که کلاه سفید بر سر گذاشته بخواهید که نظرش را در مورد بیکاری بیان کند. بایستی جوابی نظیر این بشنوید: آمار فارغالتحصیلان بیکار بعد از گذشت شش ماه از زمان فارغالتحصیلی 000/120 نفر است بنابراین هر کس که با محصور کردن پرسشها درصدد به دست آوردن اطلاعات محض است یقیناً کلاه سفید بر سر دارد. برای اطمینان از اینکه واقعاً دارید با کلاه سفید فکر میکنید یا نه، سعی کنید متوجه شوید که آیا در حال جستجوی واقعیتها هستید یا میخواهید قالبی برای عقیدهتان بسازد.
بدین وسیله به خوبی میتوان تصور کرد که چرا اکثر سیاستمداران در مورد استفاده از کلاه سفید دچار مشکل میشوند
کلاه سرخ: کلاه سرخ ابزار مناسبی است برای بیرون ریختن احساسات، هیجانات، استقرارها، حدسها، درکهای شهودی و اموری که احتیاج به استدلال نداشته باشد، باید توجه داشت که اگر در فرآیند تفکر و صحبتها به این گونه امور توجهی نشود، آنها در پس پرده، پنهان شده و به صورت مخفی بر تمام تفکر فرد و مذاکرات اثر میگذارند. فکر کردن با کلاه قرمز تقریباً نقطهی مقابل فکر کردن با کلاه سفید است، که کاملاً مبرا از رنگهای عاطفی و هیجانی و… است.
به عنوان مثال وقتی از کسی جملات زیر را میشنوید
مطمئن باشید که با کلاه قرمز فکر میکند.
برای فکر کردن با کلاه قرمز، احتیاجی به اثبات کردن، دلیل آوردن و استدلال نیست. بر اساس دیدگاه سنتی، عواطف فکر را آلوده میکند و متفکر خوب، کسی است که سرد و بیاعتنا باشد تا تحت تأثیر عواطف و احساسات قرار نگیرد. بسیار گفته میشود که زنان بیشتر از آن عاطفی هستند که بتوانند متفکران خوبی باشند. اما با این حال تصمیم خوب در نهایت باید عاطفی باشد. بر روی عبارت در نهایت به این دلیل تأکید میشود که در فرآیند تصمیمگیری پس از بررسیهای خنثی، منطقی، بدون عاطفه یا قانونمند برای اخذ تصمیم قاطع، اثربخش، مفید، شجاعانه و سریع لازم است. در نهایت فرد تصمیمگیرنده با موضوع، ارتباط عاطفی برقرار کند. در انسان پیش زمینههای عاطفی نیرومندی از قبیل ترس، خشم، نفرت، سوءظن، حسد یا عشق وجود دارد که هر نوع ادراکی را محدود و تحت تأثیر قرار میدهد لذا یکی از اهداف استفاده از کلاه قرمز آشکار سازی اینگونه پیشزمینههاست، تا عوارض اثرات بعدی آن مشخص و جلوگیری شود. کلاه سرخ، انگیزهی کشف احساسات پنهان و دخیل در فکر را تحریک میکند و به فرد این امکان را میدهد که چنین احساساتی را به محض پدیدارشدن، بر ملا سازد.
مثالهای زیر به خوبی نشان میدهد که چطور میتوان در جلسات و نشستها ضمن استفاده از کلاه قرمز، خللی به موضوع یا فشاری به افراد وارد نکرد و همزمان میزان ستیزهجویی افراد را کاهش داد.
میکند تا به دو جنبهی مثبت و منفی موضوع توجه نماید
و ناخودآگاه عنان منفیگرایی را رها کند.
از اینرو در پاسخ به سئوال مطرح شده بایستی
گفت: توصیه میشود ابتدا از کلاه زرد استفاده شود.
بخصوص وقتی عقیدههای نو و دگرگونیها را بررسی میکنیم.
همیشه وضع موجود و آینده را مثبت میبیند. بنابراین منتظر
رسیدن احساس خوشایندی از آینده نمیشود تا بعد از آن
شروع به مثبتاندیشی کند. حتی بسیاری از مثبت اندیشان
گزارههای منفی و تهدیدات را سریع به فرصت تبدیل میکنند.
به طور خلاصه، کلاه زرد در حکم تلاشی سنجیده و آگاهانه برای مثبت فکرکردن است.
سئوالاتی که در مورد مثبتاندیشی مطرح میگردد از این قبیلاند:
خوشبینی در چه نقطهای به حماقت، ایدههای واهی و احمقانه تبدیل میشود؟
آیا تفکر با کلاه زرد نباید حد و اندازهای داشته باشد؟
آیا هنگام تفکر با کلاه زرد، نباید احتمالات را در نظر گرفت؟
بنابراین حد و مرز و شدت و حدت خوشبینی یا مثبتاندیشی بستگی به کنش، انگیزه و امیدی دارد که از تعامل و داد و ستدهای پیچیده و درونی بین اهداف، اراده، استعدادها، شرایط محیطی، تجربة فرد و غیره حاصل میشود. لذا فقط خود فرد میتواند میزان خوشبینی یا تفکر مثبت خود را ارزیابی یا تعدیل کند
همهی این فکرها تنها زیر کلاه سبز میتواند مطرح و حفظ
شود . کلاه سبز را آگاهانه بر سر میگذارید و این بدان
معناست که وقتتان را به ت فکر خلاق عمدی اختصاص
دادهاید.
کلاه آبی میتواند به وسیلهی کسی که از پیش برای
ادارهی جلسه تعیین شده است، اجرا شود و یا همچنین
همهی شرکتکنندگان میتوانند در نقش کلاه آبی ظاهر
شوند.
پایان
با تشکر از توجه شما
زکریا صالحیان
1388